اثمرپور بلاگ : وبلاگي براي به اشتراك گذاري شعر و متون ادبي

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی

هر شب ، شب قدر است اگر قدر بدانی

جامی

پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

تا در این قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و

من بــه دنبال تو یک عمر مسافــــر باشـــم


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بیان نامرادیهاست اینهایی که من گویم
همان بهتر به هر جمعی رسم کمتر سخن گویم

شب وروزم بسوز وساز بی امان طی شد
گهی از ساختن نالم گهی از سوختن گویم


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

چه گویم ، چها دیده ام سالها
اسیرانه نالیده ام سالها
کلامی پسند دلم ای دریغ
نه گفتم نه بشنیدهام سالها
 


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

خانمانسوز بود آتش آهی ، گاهی
ناله ای میشکند پشت سپاهی ، گاهی
گرمقدر بشود سلک سلاطین پوید
سالک بی خبر خفته به راهی گاهی


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

برای با تو بودنم راه ستاره رفته ام،هر سفر ثانیه را من به شماره رفته ام

هزار پنجره نگاه در انتظار ساخته ام،روح غرور مرده را در اشک خود شناخته ام


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳٩٤/٢/۳٠ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

یه مردی به سنِ من عاشق بشه،با موهای جوگندمی رو به روت

چقدر فرق داره نگاهش به عشق،تو رو می‌رسونه به هر آرزوت


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳٩٤/٢/۳٠ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

پابند کفشهای سیاه سفر نشو

یا دست کم بخاط من دیرتر برو

دارم نگاه می کنم و حرص می خورم

امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

سیاهی روبرومون بود ... دیگه چیزی نمیدیدم
تموم راهو جون کندم ... تموم راهو ترسیدم

چراغ جادمون ماهه ... منم با ماه همراهم
نمیدونم کجا میرم ... ولی با راه همراهم


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

من زنده بودم اما انگار مرده بودم

از بس که روزها را با شب شمرده بودم

یک عمر دور و تنها ، تنها به جرم اینکه

او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر
ناگهان دیدم که دورافتاده ام از همرهانم

مانده با چشمان من دودی بجای دودمانم

ناگهان آشفت کابوسی مرا از خواب کهفی

دیدم آوخ قرنها راه است از من تا زمانم


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

با همه ی بی سر و سامانی ام


باز به دنبال پریشانی ام


طاقت فرسودگی ام هیچ نیست


در پی ویران شدنی آنی ام


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را

هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

 با هر چه عشق ...

   نام تو را می‌توان نوشت ،

   با هر چه رود ...

   راه تو را می‌توان سرود ،

   بیم از حصار نیست

   که هر قفل کهنه را ...

   با دست‌های روشن تو می‌توان گشود

   محمدرضا عبدالملکیان

پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

مرا بازیچه ی خود ساخت چون موسی که دریا را
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

نسیم مست وقتی بوی گُل می داد حس کردم
که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را!


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشن های زمستانیت کنند
پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر
تمام سجده هایم در دل محراب، بازی بود
قبا و جا نمـاز و مهر من ، اسباب بازی بود

فقط چشم مرا هرروز خـواب آلوده تر کردند
عبادت های شبهای بدون خواب، بازی بود

به غیر از آن نمازی که شکستش یاد ابرویت
تمــام سجده هایم در دل محــراب، بازی بود

علی چاوشی
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو  خدا را! بزنم یا نزنم؟

همه حرف دلم با تو همین است که دوست...
چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

آوازی می خوانم

آوازی که بردگان

هنگام ساختن

تندیس بزرگ ترین انسان سیاه

می خوانند

: آزادی از سیاهی ممکن نیست!

 

 

 

 

از مجموعه شعر: سوء تفاهم

شاعر: علی داوودی

 

 

 

چهارشنبه ۱۳٩۳/۳/٢۱ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ توسط Virus نظرات ()
تگ ها: علی داوودی و شعر و سوء تفاهم

کار دیگر گذشته است از کار ، جای باران ، تگرگ می بارد

زخم شمشیر آسمان کاری ست ، زخم ها زخم و دردها دردند.

از شیما شاهسوران

سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

دیدار ما هرچند دورادور،  زیباست!
دیگر پذیرفته م که ماه از دور زیباست

هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز
از تو چه پنهان ! درد  دل با طور زیباست


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

یورتمه می‌روند پشت سرت اسب‌های سپید ترکمنی
جاده‌ها را گلیم می‌بافد رج به رج عطر دختری ختنی

 

نی کمانچه دوتار می‌رقصند یک به یک دور گنبد کاووس
بندر ترکمن به رقص آمد از چنین بزم و جنگ تن به تنی

 

استکان‌های ناصرالدین شاه عطر چای زنان گرگان‌رود
پای‌بند قبیله‌ات کردند توت‌های بنفش پیرهنی...

 

لنگر کشتی‌ات به خاک افتاد جان گرفتند از تو اسکله‌ها
تاج گل بر سرت گذاشته‌اند سر به سر دختران نسترنی

 

بی تو تهران اسیر خاطره‌هاست آسمانی کثیف برجی کج
دل سپردی و برنمی‌گردی دل به چشمان دختری ختنی

از شیما شاهسواران احمدی

سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

خسته از سوختن و ساختنی حق داری
خسته از این همه پرپر زدنی حق داری

 

کرم ابریشمی و جرات پروازت نیست
پیله از ترس اگر هم بتنی حق داری

 


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بمبی که پست کردی عزیزم رسیده است

قلبی که عاشقت شده در خون تپیده است

 

بمبی که منفجر شده در قلبم وسپس

خونم براین متون پرازغم چکیده است


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٢/٧/٢۸ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

وقتی که پای عاطفه ها لنگ می شود

باید دوباره خط بکشی با مداد عشق

جایی که رنگ عاطفه کمرنگ می شود

دیگر امید نیست به فردای شیشه ها

وقتی که قاب پنجره ها سنگ می شود

شمع و گل و ستاره و آوای هر غزل

با سردی نگاه هماهنگ می شود

اینجا شکوفه احساس مرده است

هر دم میان دست و دعا جنگ می شود

دوشنبه ۱۳٩٢/٦/٢٥ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

 

رباعی صفر :

  

 

آگاه نبودیم که گمراه شدیم

لبخند به لب مسافر آه شدیم!

در درّه ی انقلاب، آزادی مُرد

از چاله در آمدیم و در چاه شدیم


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گریه‌ی دسته‌جمعی ابرهاست!
تا به حال تکه ابری را دیده‌اید
که گوشه‌ی آسمان
تنهایی ببارد؟!
من اما گوشه‌ای از زمین
ابری می‌شناختم
که وقتی از سر بچگی پرسیدم
"بابا آناناس چه مزه ایه؟!"
در تنهایی خلوتش
چکه چکه
آب شد...!

از جواد نوروزی

یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشد

صدای گریه ی تنهایی اش شنیده نشد

من آن شهاب شرار آشنای شعله ورم

که جز برای زمین خوردن آفریده نشد


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر
شب در طلسم پنجره وا مانده بود و من
بغضی میان حنجره جا مانده بود و من

در خانه ای که آینه حسی سه گانه داشت
ابلیس مانده بود و خدا مانده بود و من 


ادامه مطلب
شنبه ۱۳٩٢/۳/٤ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

روزی که در مسیر دل من قدم زدی

سبزینه برگ خاطره ام را رقم زدی

قدی کشید هر نفسم در هوای تو

بر قلب و تار و پود وجودم که دم زدی


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩۱/٥/٢ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است

آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است
گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٢۳ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

   پیرکی لال سحرگاه به طفلی الکن

 

   می شنیدم که همی راند بدین نوع سخن:

 

   کای زِ زُلفت صُ صُ صُبحم شا شا شام تاریک

 

   وی ز چِهرت شا شا شامم صُ صُ صُبح روشن


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٢۳ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

هوای باران شدن کرده ام

از آن بارانهای دور دست

از آن بارانها که می بینی

ابرها را با خود به زمین می کشند ها  !

از آن باران ها...

____________________

ادامه چندی بعد به امید خدا ...

دوشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٤ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط حسین نوروزپور نظرات ()
تگ ها: شعر

 

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٩ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط Virus نظرات ()
تگ ها: شعر و حافظ

گاه گاهی با سکوتی بی رمق
از مسیر یاد تو رد میشوم
مینشینم روزها در انتظار
قصه ای تکراری و بد میشوم


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

دیدم هزار سر را بر دار شانه هایت
حیف است من نباشم سر بار شانه هایت

ضحاک مار دوشم صدکاوه بغض دارم
با آن دو اژدهای خونخوار شانه هایت


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

باید فرو بریزم و ازنو بنا شوم
تا از رسوب کهنه تنی ها رها شوم
دیگر بس است در دژمرداب پا زدن
دیگر بس است جل وزغ آب ها شوم


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

آنقدر گریه می کرد
که نفهمید
بدنیا آمده بود

.

.

.

آنقدر گریه کردند

که نفهمیدند

از دنیا رفت


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

ماه برای قطره ای
لک زده صورتش ولی
مد بلند موجها
تا لب او نمی رسد

از غلامعلی اکبر نژاد

یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

روی قبرم بنویسید، طرف شر بوده
قلمش تند و زبانش نوک خنجر بوده
طنز می گفت و از گفته ی خود راضی بود
گوش یک مستمعش باز و یکی کر بوده


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

یادش بخیر خاطره ی آن قدیم ها
فصل بهار و.. آمدن " یا کریم ها"
عطر نجیب چادر مادر...نماز صبح
از خاطرم نرفته هنوز آن شمیم ها
در"اهدنا الصراط" کمی خوابمان گرفت
تا کج شدیم از همه ی "مستقیم" ها
من قصه های کودکی ام را بلد شدم
از لابلای پچ پچ نرم نسیم ها


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

1
بر زخم دلم نمک بزن حرفی نیست
بی جرم مرا کتک بزن حرفی نیست
با این دل ساده من تورا می خواهم
حالا تو به من کلک بزن حرفی نیست

2
دیوانه ی زنجیری جبرم بی تو
دلتنگم و آشفته چو ابرم بی تو
خون شد دل بی قرار من ، می فهمی ؟
لبریز شده کاسه ی صبرم بی تو

از عابد میرزاییان

یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

صادقانه دل سپردم .... سرنوشتم شوم شد

قلب من با رفتنت از عشق هم ؛ محروم شد

دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد

عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بنای سنگی دل راصفیر ناله شکست
چوکوه زلزله دیده نشست برکف دست
فضای دیده چنان شد که ابر بارانی
به جام سینه توگویی غبارآه نشست


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بازی
بدون ما شدن
تمام میشود

رامونا
سهم ما
تنها گورستا نی است
که مرده های ایستاده را



دفن میکنند

از علیمحمد پور حسن

یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بوی نسیان گرفته‌اید و لال شُدید
در تبِ شعله‌ها زغال شدید

یا به گیسوی یار دل بستید
یا اسیران خطّ و خال شدید


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گاهی دلم به حال خودش گریه می کند!
وقتی که سنگ می شوم و شیشه ام هنوز...
وقتی که داغ می شود از آه سینه سوز
وقتی که کنج خلوت تاریک و بسته ام...
تنها نشسته ام......
وقتی که از تمامی دنیام
خسته ام.....

 


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

کینه ات را هر روز

از یقه لباس هایت

می شویم

اما

نه دست های من

نه این پودر ماشین ...

و نه چرخش این لباسشویی

هیچ کدام

پاکش نمی کند

کینه ات هر شب

کنار تو می خوابد

لب بر لب هایت می نهد

و هرصبح

از پیله زنی غیر از من

زاییده می شود...

از سمیه فضل علی

یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

آقا نیامدی و.. دل ما کبود شد
ایمانمان دچار فراز و فرود شد

آقا نیامدی و .. همه عقده های ما
دور از تو ذره ذره روان گشت و رود شد


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

 بگذر از نی، من حکایت میکنم 

 وز جدایی ها شکایت میکنم 

 ناله های نی ، از آن نی زن است 

 ناله های من ، همه مال من است 


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گر جا نمی گذاشتم مهر را
در لابه لای ازدحامِ از تو گذ شتن ها
در روزگارِ امروزم
بال و پَری می ماند


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

پیر زنی با شوهر خویش گفت
کرده ام آرایش و قلبم شکفت
یار تو مو کوته و ناز آمده
سیب ، هلو گشته و باز آمده


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

تو را به جان عزیزی که در سفر داری

بگو که از دل بیچاره ام خبر داری

بگو تو مثل دعای قنوت نیمه شبی

به محض آمدنِ روی لب اثر داری


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

در شهر تو که عاطفه تحقیر می شود
از قلبهای یخ زده تقدیر می شود
شبها اگر مجسمه ها راه میروند
آزادی است آنچه زمینگیر می شود
امروز تیتر اول یک روزنامه بود
" تنها درخت سبز جهان پیر می شود"
فهمیدم از اشاره آن سرمقاله باز ،
...نقش خیانت است که تصویر می شود
سرگرم پوشش خبری روز واقعه
سیل خبرنگار سرازیر می شود...


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گاه گاهی با سکوتی بی رمق
از مسیر یاد تو رد میشوم
مینشینم روزها در انتظار
قصه ای تکراری و بد میشوم


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

از ناصریه خواهد گذشت
از کناره های جلجتا
تا مقتل یحیای نبی
ره می سپرد این کاروان
وصبر تو بر دنده های تاریخ فرو می رود
وقتی از سر قرون می گذری


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

دست نیاز باد
آهسته پیچ موی تو گشاد
زلف سیاه خط کشید بر صفحه رخت
گوی که گرگ گشنه ای بر روی برف تازه پا نهاد
آن باد رهگزر از عطر موی تو ربود
هرجا که رفت بوی مشک داد-
این باد زنده باد

توسط اعظم خواجه اف(خجسته)

چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

من می روم ..دلم به دعای تو بسته است
بغض فشرده ام به صدای تو بسته است

شب خود به خود به آینه تحمیل می شود
وقتی که پلک پنجره های تو بسته است


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

یک سکه حرفهای مرا "اعتبار" نیست
وقتی که "جبر"، می شود و "اختیار" نیست

این گریه ها که رنگ مرا "زرد سرخ" کرد
چیزی جز اعتراف؛ در ین احتضار نیست


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

مــن کـه عمری اســت بــه شــمع رُخ تـو دمسازم
همچــو پـروانـــه‌ی عاشــق بــه تــو مـــی‌پردازم

گفتــه بــودی کـه بسـوزی بـه غمــت جــان مرا
هیـچ غـم نیسـت بســوزان بــه غمـت مــی‌سازم


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٦ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

ما که رندیم و خرابیم جهان ما را بس
در جهان هر چه که باشد یک از آن ما را بس
با قناعت بشود هر چه که کار است ردیف
پس دو تا خانه و ویلای گران ما را بس


ادامه مطلب
شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بیا و فرش چمن شو براین کویر دلم
نوید فصل دگر شو به زمهریر دلم

بیا و ماه شبم باش و شام من بشکن
رفیق محبس من شو که من اسیر دلم


ادامه مطلب
شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

شب همه شب قسمتم اینگونه محنـــــتها چرا؟
شب همه شب سهم من داغ و مصیبتها چرا ؟

عرضه کردم عشق را در خـانقاه عاشــــــقان
تا زلال دل ندیدی ، خشم و غـــــــیرتها چرا؟


ادامه مطلب
شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بیشه داران ، با تبر دارن ، تبانی کرده اند
قامت بالا بلندان را ، کمانی کرده اند

ریشه خواران فسون ، بر تکدرخت پیرباغ
زاغ را ، مامور برج دیده بانی کرده اند


ادامه مطلب
شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بسان چشم هایم کوچه ها امشب چه بارانی است

نمی دانم مگر این فصل هم فصل پریشانی است



تمام برگهای آرزوهایم ، به مهر کینه ، باطل شد

دل دریایی آرام من ، امشب ، چه طوفانی است


ادامه مطلب
شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر


خبر  آمد  که  ز معشوق  ؛   خبر     می آید

ره   گشایید    که   یارم   ز    سفر    می آید

کاش  می شد   که   ببافند  کمی    مویم   را

آب     و     آیینه     بیارید   ؛    پدر   می آید


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱٩ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ توسط حسین نوروزپور نظرات ()
تگ ها: شعر و مذهبی

می خواهم بار دیگر بتابم

مشت گره

محکم

جدی

فریاد بزنم دیوانگی ام را


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

تو بیایی نفسی..آه به خود می آیم
من بیخود..من خودخواه به خود می آیم
نه مگر قول ندادی به من بی خورشید
که شبی در بغل ماه به خود می آیم؟!


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

کابوس
پایانت را بغل میکنم

در چهار راه خاموشی
هیچ عشقی
به خیر
ختم نمی شود


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

برای گفتن خودم اسیر صحنه سازیم
چقدر کوچک است این حقیقت مجازیم
دلم گرفته آشنا صدا بزن دل مرا
درین سکوت زخمه ها توئی که می نوازیم


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

به پنجره به خودم می خورم که بر گردم
چقدر خسته وتنها چقدر دلسردم
شروع می شوم از گریه های طولانی
به نام حضرت دلتنگهای بارانی
قسم به غربت نامت عزیز بیمارم
چهل شب است که از داغ عشق تب دارم
چهل شب است که آتش گرفتم از غم تو
کجاست ضامن آهوی خسته مرهم تو؟


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

غم‌ها اگرچه وصله شده بر تنم، غزل
امّا هنوز با دمِ تو روشنم غـــــزل

مادر به جای "شیر" به من "شعر" داده است
سنجاق کرده است به پیراهنم، غزل!


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

همیشه در کنارت بودم

آخرین بار که

کفشهایم را جفت کردی

فهمیدم که مهمان بودم

یاس.پناهی

دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

وقتی که قلب ِ محکمت
از ترس ِشب یک لحظه ریخت
مردم همه ترسو شدند
هرکس به یک خلوت گریخت


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

وقتی برای نافله حالی نمانده است
دل مرده است و جای سوالی نمانده است

از انقراض ما دو سه نسلی گذشته است
حتی برای گریه مجالی نمانده است


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

در این دیار ســـربی، یک اســــتکان هوا نیست
درد و غم و مرض هست
، یک جرعه ی دوا نیست

معشوقه های این شهــر، بر چهــره ماسک دارند
احـوال عاشقــان نیز، چندی است ر
و به را نیست

فرهـاد آسم دارد، خســــرو ســــیاه ســـــرفه
هیچ آدمی به فکــــــر شــــــیرین بینوا نیست

«اطفـــال و سالمنـــدان» در خانه ها اسیـــرند
ویران شـــود هر آنجــا، غوغای بچـــه ها نیست

تاوان دیدن تو، ســـــنگین تر از جریمه اســـت
من زوجم و تو فردی ، این شهر جای ما نیست

دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

" نسیم تبسم "

دلتنگ گشته ام
می کشاند بسوی خودش
خنده هایت ،
دلم را...
نیمه شبست و این دل نا آرام
مشحون است آسمانش
از نسیم تبسمت ،
و اکنون
سرشار از سرور
با تو سخن می گویم ،
و از برای تو بودن.
اگر به نگاه تو خیره شود
ای مهربان ،تار می شود چشمانم .
سلامم را تو پاسخ گوی
کلامم را تو معنا ده
صداقت را به چشمانم تو دانا ده
و می دانی !
سلامت را ز جان خواهم
کلامت ای گهر دانم
ز چشمانت توان جویم
مرا یکباره در بر گیر...

9 دی 1389ح.ن

جمعه ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط حسین نوروزپور نظرات ()
تگ ها: شعر

 

خوب

مهربونی هات زیاده

که هنوز خوب و صبوری

مثل یک حس ِ قشنگی

حتی وقتی خیلی دوری

 

دوشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٤ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ توسط Virus نظرات ()
تگ ها: شعر و sms

کودتا ضّد خودم همنفسِ رفتنِ تو
سایه های بدنم در قفسِ رفتنِ تو
مثلِ گردابِ شبِ وحشت و بیمِ طوفان
بالهای هیجان در هوسِ رفتنِ تو


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

تهران!چه شد سپیدی بختت به باد رفت؟
پایت به خاک مانده و تختت به باد رفت؟

ای نوعروس باکره آخر چگونه شد-
با یک نسیم آن همه رختت به باد رفت؟


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

ای تکیه گاه غصه,ای آشنا به دردم
سبزینه بهاری ,یخ بسته دست سردم

دنبال چشمهایت , صدکهکشان دویـدم
دیگر کجای شب را من تاسـحر بگردم


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

در فراق‌ات خویش را با شعر تسکین می‌دهم
خسرو دل را خیال خام شیرین می‌دهم


پیش آیینه به یاد چین پیشانی تو
می‌زنم تلخنده‌ای و بر جبین چین می‌دهم


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:٢٢ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

روح من قبر را نمی فهمد
این قفس ببر را نمی فهمد

ذهن من در قراردادی ها
منطق جبر را نمی فهمد


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

با دل دیوانه ی خود چَت کنید
خنده ها را بین خود قسمت کنید

زندگی در سرعتی مافوق ِ نور
می نویسد لحظه لحظه،حرف ِ زور


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٧ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

جا مانده ام با نقشی از گلهای ِ قالی
با یک سبد سیبی که دارد بوی ِ کالی

فصل ِ درو آمد ولی در کشتزارم
روییده آثار ِ ملخ ها، جای شالی


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

ای موزه ها تبار به من قرض می دهید؟
یک شی ماندگار به من قرض می دهید؟

من بر خلاف شهر پر از خوش حسابیم
یک وام ماندگار به من قرض می دهید؟


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

مرا پیاده میکنی کنار وعده گاهمان
کنار اولین قرار و آخرین گناهمان

دوباره سرد و بی رمق به من نگاه میکنی
به هم گره نمیخورد ولی دگر نگاهمان


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

ای دستِ تبــرساز تو از ریشه چه دانی؟

از خـواهش ِ بارانـی ِیک بیشه چه دانی؟

چون درنظرت چوب ِالف دار قشنگی ست

در باور تو نیست به جز تیشه چه دانی؟


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

کار این بنده پرستیدن توست
له له ثانیه ی دیدن توست
صبح تاریک سحر خیزی من
منتظر زنده به تابیدن توست
ناجی معجزه آسای شفا
عاجزم معجزه خندیدن توست
تا هنوز شب نادانی من
در وجودم تب کاویدن توست
اول لذت بیداری شب
صحبت از رفتن وخوابیدن توست
دردسر می دهدت عاطفه ام
بدترین فاجعه رنجیدن توست
خوش به حال تو که جلاد منی
ساقه ام منتظر چیدن توست

از سیده رویا علوی

چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گرچه با تو شرح این شبناله ها سودی ندارد
لیک بیچاره دل من جز تو معبودی ندارد
در غزل پیچیده ام اندوه بی اندازه ام را
گرچه می دانم که زخم عشق بهبودی ندارد


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

پیش دستی کن که دستم را بگیری پیش تر
ای به چشمان خود من از خود من خویش تر
دوستت دارم به قدر آسمان آسمان
یا اگر چیزی پس از آن هست زان هم بیش تر


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٠ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

بی عشق،هیچ فلسفه‌ای در جهان نبود
احساس در "الهه‌‌ی ناز بنان" نبود!

بی‌شک اگر که خلق نمی‌شد "گناه‌ِ عشق"
دیگر خدا به فـکر "شبِ امتحان" نبود!

 


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٢٠ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

گام بر می دارم اما  این گذر بیهوده است 

تا کلیدِ دل نچرخد فکرِ در، بیهوده است


آه ای گنجشک من در کنج غمهایت بمان

آسمان وقتی نباشد بال و پر بیهوده است


ادامه مطلب
شنبه ۱۳۸٩/٧/۱٧ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

پنج وارونه چه معنی دارد؟

خواهر کوچکم از من پرسید

من به او خندیدم

کمی آزرده و حیرت زده گفت

روی دیوار و درختان دیدم

باز هم خندیدم

گفت دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد

آن قدر خنده برم داشت که طفلک ترسید

بغلش کردم

و

بوسیدم و با خود گفتم

بعد ها وقتی باریدن بی وقفه ی درد

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنی دارد

رفت و سیبی آورد

نصف کردیم

دمی خیره بر آن نیمه به نجوا می گفت

نکند یعنی... یعنی... همین نیمه ی سیب

تن آن نیمه تب خواهش بود

گاز زد

خنده ی لب های خدا را چیدم

خیره بر نیمه ی گندیده ی خود خندیدم

از علی بداغی

پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/۱٥ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

قلم فهمید اندوه دلم را
به کاغذ گفت آخر مشکلم را
ز بس بر حال زارم گریه کردند
به دریا غرقه دیدم ساحلم را

از معصومه عرفانی

یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٤ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

تو را فرا می خواند ، روی می گردانی

نوازشت می کند ، سر پس می کشی

آغوش مهر می گشاید ، بی تفاوت عبور می کنی...

غرق می شوی ، در بحر مواج وسوسه ها

مملو می شوی ، از بی خبری ، فراموشی

شتاب می گیری


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱۳۸٩/٦/۳۱ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط حسین نوروزپور نظرات ()
تگ ها: متون ادبی و مذهبی و شعر

اسیربندزندانم رهااز بند می رقصم
به دست بسته ی زخمی به پاپابندمی رقصم
حنای خون به دستانم به خون آغشته خندانم
به نای درد رقصانم وبا لبخند می رقصم


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/۳٠ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

جنگل به دست حادثه افتاده، آهوی قصّه باز پریشان است
کور است اجاق کهنه ی باران ها، دریاچه پا به ماه بیابان است

خشکیده است در دل فروردین لبخند غنچه ها و پرستوها
قندیل بسته خواب شکوفیدن، تقدیر هر بهار زمستان است


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/۳٠ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

از سالهای حادثه طوفان گرفت ورفت
لَختی نشست،باز کمی جان گرفت ورفت
تا شانه های یخ زده آسوده بگذرد
یک کاسه اب و آینه،قران گرفت ورفت


ادامه مطلب
سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/۳٠ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر

از هم آغوشیمون

طفل غم شد حاصل

بارور میکردی

نطفه ای ناقابل


ادامه مطلب
جمعه ۱۳۸٩/٦/٢٦ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ توسط مسعود اثمرپور نظرات ()
تگ ها: شعر
مسعود اثمرپور
سلام من مسعود اثمرپور هستم متولد مهر ماه 1354 در تهران . دارای مدرک فوق لیسانس معماری از دانشگاه آزاد و از سال 1367 کار گفتن شعر رو آغاز کردم و الان مجموعه منتشر نشده ای رو دارم به نام در تنهایی. که بعضی از شعرهاشو براتون تو این وبلاگ خواهم گذاشت.
کدهای اضافی کاربر :


كد عكس تصادفی

Bahar-20 بهاربيست

فال حافظ شیرازی
فال حافظ